|
1 + نه طنز + 1
|
||
|
تو در بنگاه مردم میفریبی ، منم بالای منبر ، این به اون در |
(۶) چغرتمه !
گل است و بهار ...
در روز ملی شدن صنعت نفت که اصولاْ جنبه ملی شدنش یکی از اتفاقات روزمره و عادی جمهوری اسلامی شده وزیر نفت امروز در یک پیام جهانی به کلیه مسلمانان ماشین دار جهان اعلام کرد : "با اضافه شدن ۱۲۰ لیتر به سهمیه بنزین خودروها مردم در ایام نوروز میتوانند تا مسافت ۲۲۰۰ کیلومتر به مسافرت بروند ". از ایشان پرسیدند احیاناْ برای مسافتهای بیشتر از ۲۲۰۰ کیلومتر باید چه خاکی سرمان بریزیم گفت به مسافرت نروید ! به همین مناسبت اداره اوزان و مقادیر در بیانیه ای ضمن تجدید بیعت با آرمانها واحد کلیه مایعات را از لیتر به کیلومتر تبدیل کرد و هم اکنون "کیلومتر نمونه" در شرایط خلاء زیر حباب در اداره اوزان و مقادیر بخوبی نگهداری میشود ! ضمن اینکه وزیر محترم نفت نفرمودند که ما اصولاْ باید سوار چه نوع ماشینی با چه اندازه مصرف در هر صد کیلومتر بشویم و خدای ناکرده با چه سرعتی برانیم که بتوانیم ۲۲۰۰ کیلومتر به مسافرت برویم ! البته این بدیهی است که چون در جمهوری اسلامی همه چیز کاملاْ محاسبه شده و دقیق و استاندارد است احتمالاْ منظور ایشان از ۲۲۰۰ کیلومتر همان با در نظر گرفتن کلیه استانداردهای بین المللی است که اعم از ISO 9001 , ISO 9002 و الی ISO 900n ما خودمان هزارتایش را داریم و اگر میگوئید نه همین الآن آستر شلوارتان را نگاه کنید نوشته : دارای استاندارد ISO 900000009 در مدیریت کیفیت خشتک شلوار و جاهای مربوطه ! همچنین ما محاسبه کردیم دیدیم از تهران تا چابهار حدوداْ میشود همان ۲۲۰۰ کیلومتر لذا کلیه ذلیل مردگانی که بجای شابدل عظیم و مرقد مطهر در ایام نوروز یک کاره ها میخواهند بروند چابهار عرض میکنیم که بدلیل رعایت استاندارد شما نوروز امسال میتوانید بروید چابهار و نوروز آینده میتوانید از چابهار برگردید ! همچنین تعدادی از بنزین فروشان دم راه پله هم در بیانیه ای ضمن محکوم نمودن فجایع غزه گفته اند به جهت همکاری با جمهوری اسلامی ما از این به بعد بنزین را لیتری هزار تومن میفروشیم که اگر پس فردا خواستند بنزین آزاد را بکنند لیتری ۸۰۰ تومن هیچ کس هیچ جایش درد نگیرد و بلکه مردم بگویند خدا ننه بابایشان را بیامرزد ، چقدر خوب !
انتخابات مجلس هم که بخوبی و خوشی و بدون هیچ سوء تفاهمی برگزار شد و همانهائیکه قرار بود ، به همانجائی که قرار بود رفتند و این وسط ما هنوز متوجه نشده ایم که چرا دشمن هی میگوید "انتخابات از پیش تعیین شده" که شکست بخورد و ما چون هیچکداممان نرفتیم رأی بدهیم پیروز بشویم و جشن بگیریم ! خاتمی و کروبی هم گفته اند مالیدی ! آرا را دوباره بشمرید شورای نگهبان هم کم نیاورده و تمام صندوقهای اخذ رأی را داده بهشان و گفته بفرمائید ، خودتان بروید بشمرید ! به همین مناسبت از ملت ایران تقاضا میشود تا اطلاع ثانوی از هرگونه تقاضای بیجا از نامبردگان خودداری کنند چون دارند آرا را بازشماری میکنند که احیاناْ حرف و حدیثی در نیاید و اصلاْ وقت ندارند !
مراسم چهارشنبه سوری هم بدون فشار هیچ کسی از هیچ جائی بخوبی و خوشی برگزار شد ولی دشمن میگوید ببخشید احیاناْ اگر دیروز در سراسر ایران حکومت نظامی نبود پس این چی بود ؟ نیروی انتظامی هم گفته این عزم و اراده ملی بود ! ضمناْ در اهواز و جاهای دیگر هم که مردم به جمهوری اسلامی و احمدی نژاد دری وری گفته اند جمهوری اسلامی بدون دخالت نیروهای امنیتی و یا بازداشت و مسائل مشابه فقط گفته "آینه آینه ... هرچی میگی الهی به خودتون برگرده" !
دادگاه زهرا کاظمی خبرنگار دشمن تبار ایرانی که وقتی فهمید چه جنایتی مرتکب شده "با یک جسم سنگین" کوبید تو سر خودش و تا ماموران اوین بخواهند او را از جسم سنگین سوا کنند کار از کار گذشته بود با حضور شیرین عبادی که چون برنده صلح نوبل شده و حواس تمام دنیا بهش هست فعلاْ قرار نیست خودکشی کند ، به خوبی و خوشی برگزار شد و دادگاه ، زهرا کاظمی را بدلیل ارتکاب قتل نفس به اعدام توسط کوبیده شدن جسم سنگین محکوم کرد ولی چون خودش در حال ارتکاب جرم مرده و وقتی می آمده ایران هم نمیدانسته که باید وصیتنامه هم بنویسد لذا الآن جمهوری اسلامی مانده ول معطل که کدامیک از اولیای دم وی را بجای او اعدام کند و بعضیها هم میگویند احتمالاْ چون شیرین عبادی وکیل نامبرده است و اخیراْ اینور اونور هم زیاد میرود و خارج از رساله حرف میزند اینست که گزینه اصلی اعدام احتمالاْ او باشد منتها نه الآن !
سردار زارعی هم به خوبی و خوشی پس از عمری خدمت صادقانه با درجه سرهنگ دوئی بازنشسته شد و قاضی پرونده اش هم رسماْ اعلام کرد که اگر بگوئید نامبرده اُبنه ای بوده باور میکنم ولی نفرمائید خانوم باز بوده که عمراْ اگر باور کنم ! به همین جهت تعدادی از گروهبان دو های دشمن که سر و گوششان هم بدجوری میجنبد در بیانیه ای با محکوم کردن ۱+۵ گفته اند نامردیم اگر از این به بعد کسی را دور میدانها بگیریم و ترتیبش را ندهیم تا با سرهنگ دوئی بازنشسته بشیم !
هم اکنون مسلمانان جهان منتظر لحظه تحویل سال هستند و البته نه برای خود تحویل سال بلکه به این جهت که ببینند امسال سال "چی چی ملی ــ چی چی اسلامی" اعلام میشود تا پیروز بشوند و جشن بگیرند و دشمن را کنفت کنند !
نتیجه : خداوندا بی زحمت حول حالنا الی قبلن الحال !
دنباله :
آقای جمهوری اسلامی : این حضور میلیونی است ، این جشن ملی است
حالا تو برایمان جشن ملی اورانیوم بگیر ما به قهقهه بتو میخندیم ، حالا تو دائم بیخ حلق ما را بگیر ما باز هم چنین آئینهای ملی هزاران ساله مان را پای میکوبیم ، تو بگیر تو ببند تهدید کن زندان کن بکش ، ما بدون هیچ و کمترین نگاه و توجهی بتو بدون اینکه ذره ای ته دلمان از رعب وجودت بلرزد بدون اینکه حتی سر سوزنی تصور کنیم که کارمان خطاست جشن میگیریم "جشن ملی" . برای ما آتش همانی است که بهمراه آب ، باد و خاک تمام دنیا هنوز نتوانسته اند که مثل ما و با فرهنگ بلند و غنی مان نام "اخلاط چهارگانه" را رویش بگذارند . ما این آتش سوزاننده را هم در فرهنگ و تاریخمان به امنیت و خوب خواهی برای تمام عالم خواسته ایم و میخواهیم تو برو اورانیوم را ملی کن و جشن هسته ای بگیر تا تلاش کنی که ما را بی فرهنگ و بد خواه در دنیا منزوی تر و بد چهره تر نشان بدهی . بدان که برای هرگز و به سوزنی تاثیر نخواهد داشت چون دنیا مثل شما چشم و گوشش را نبسته ، دنیا میبیند که وقتی تو برای به خیابان آوردن هزار نفر خودت را میکشی و به انحاء مختلف تبلیغات دست میزنی و حتی یکنفرمان نمیرود ولی برای اینچنین روزهایمان میلیونها خرج میکنی که در خانه محبوسمان کنی و ما بدون هیچ انگیزه و تحریک هدفدار و قبلی تنها برای شاد بودن و تقدیم کردن این شادی به بقیه ، میلیون میلیون بیرون می آئیم . مگر بازداشتگاههای تو چقدر جا دارد ؟
و سوالی را از همه میپرسم : آیا این جشن این سرور این پایکوبی را حتی یکنفر به قصد اعلام مخالفت و نمیگویم با جمهوری اسلامی که با هر حاکم و محکومی آیا ما برای این اعلان بیرون میزنیم یا نه ما بدون هیچ فکر بد و شری جشنمان را میگیریم و این توئی که بدنه ات از اینها میلرزد و الآن سی سال است که هر چه بیشتر اندیشیده ای که چطور این حضور را هم به نفع خودت و اسلام بوق و کرنای دروغت تمام کنی ، کمتر نتیجه گرفته ای . آقای جمهوری اسلامی این رفتار از دل ما بر می آید و به همین دلیل بر دل تمام عالم خوب و زیبا مینشیند .
دنباله :
مسجد الفاطی !
ما نیز ضمن تبریک این اتفاق فرخنده که خبر آن بتنهائی برای کل سال ۸۷ کفایت میکند جوری که اگر هیچ اتفاق دیگری در سال جدید نیفتد قطعاْ مسلمانان جهان به اندازه یک عمر میتوانند با همین اتفاق تفریح کنند در اینجا تعدادی از مشخصات مساجد خصوصی را به جهت آگاهی مسلمانان جهان که الآن ناآگاه هستند می آوریم :
نتیجه : تا چند روز دیگر جلوی در مسجد محلمان اینگونه نوشته میشود : این هفته برنامه مداح اهل نیاوران حجت الاسلام DJ کامبیز برگزار نشده و بجای آن گوگوش کنسرت اجرا نموده و فیلم سنتوری نمایش داده میشود لطفاْ برای رزرو بلیط به منبر مراجعه نموده و اگر پا داد یک نمازی هم لطفاْ به کمرتان بزنید !
دنباله :
پنتاگول !
نتیجه : این کارها نه نتیجه دارد نه آخر و عاقبت بلکه بازداشتگاه دارد که سردار احمدی مقدم هاشمی شاهرودی مدت آنرا هم دقیقاْ ابا ماشین حساب محاسبه نموده و شده تا پایان تعطیلات نوروز ! ضمناْ ماهی قرمز هم مال تنگ آب است از ناچاری آنرا با سبزی پلو نخورید که اسهال میشوید و در بازداشتگاه با مشکل مواجه میشوید ! بنزین آزاد دولتی هم از بنزین آزاد دم پمپ بنزین ۱۰۰ تومن ارزانتر است پس نگران نباشید و بلکه خدا را شکر هم بکنید که ۱۰۰ تومن گرانتر نیست ! آقا بزرگ هم قبلاْ فرموده بود "مسجد سنگر است " ولی چون خصوصی شده آقا دیروز فرمود "مسجد بانک است" لذا سایر نمازخانه ها هم میشود عابر بانک !
دنباله :
شرح دادرسی و حکم نهائی دادگاه سردار زارعی
مسئله این است !
بسمه تعالی
روایت : تَپ تَپون اُخ اُخکم زُرتم طویلا من الاردبیلا الی الدسته بیلا !
بدینوسیله به اطلاع مسلمانان جهان میرساند که چون محتوای این دادرسی مربوط به "مسئله" شش تن از مسلمانان زن جهان است لذا به آندسته از مسلمانان جهان که به چنین "مسائلی" حساسیت دارند توصیه میگردد که از خواندن این حکم در شب جمعه و شبهای زاینده رود و دیگر شبهای مشابه که عموماْ اسلام زیاد به خطر می افتد خودداری بنمایند ! این دادگاه بدون توصیه و سفارش هیچکسی از هیچ جائی خیلی منصفانه برگزار شد فقط چون رهبری شنبه اعلام کرد "رسیدگی جوری باشد که باعث کمرنگ شدن نیروی انتظامی نشود" ما جوری دادرسی نموده ایم که اتفاقاْ پر رنگ هم بشود و لذا در طول مدت دادرسی به جهت ایجاد فضای رعب و وحشت در دل دشمن که اینروزها زیاد شکست میخورد ما یکی از اراذل و اوباش تحصیل کرده در دانشگاه پلی تکنیک را در حیاط دادسرا اینقدر زدیم که باد بیاید تا دیگر بدون سهمیه وارد دانشگاه نشده و متعاقباْ اراذل و اوباش هم نگردد ! متن حکم به این شرح است :
حکم نهائی : با توجه به موارد بالا این دادگاه سردار زارعی را اولاْ به درجه "امیر سپهبد سرلشکر" ارتقاء داده و ثانیاْ بدلیل تک خوری او را یک عالمه مجرم شناخته و برای او اعلام حکم قصاص مینماید به این ترتیب که دفعه قبل شش تا زن لخت بودند و او داشت جلویشان قنوت میخواند ایندفعه او را لخت میکنیم و میدهیم شش تا زن چادری جلویش قنوت بخوانند !
نتیجه : آن شش تا زن میشوند آدمهای "مسئله دار" ، بچه هایشان میشوند "صورت مسئله" سردار زارعی هم میشود "حل المسائل" !
دنباله :
خیلی بود !


نیمه اول انتخرابات هشتم مجلس که بشدت نیازمند رای مردم بود و طبق معمول تحت فشار هیچکسی از هیچ جائی برگزار شد ، در مرحله صندوق بازی و خیمه شب بازی اش تمام شد و در خیلی از شهرها نمایندگان فوق محترم و پدیده مردم که همانا انتخاب اصلح نامبردگان هم بودند معین شدند و بازی در زمین تهران ادامه دارد . این درحالیست که هنوز هیچکس نمیداند حداد عادل و محمدرضا باهنر و چند تای دیگر از کسانیکه سند مجلس تقریباْ بنامشان است با اکثریت آراء انتخراب شده اند ! ابراهیم نبوی مرد اول و کاپیتان این تیم که تلاش بی وقفه اش در امر انتخاب رسانی خیلی موثر بود و بلکه هنوز هم هست و چند دهه دیگر هم خواهد بود و اصلاْ با بوق و شیپوری که زد خودش را هم خراب نکرد چون فوری رفت دستشوئی فوراْ دست بکار شد و ضمن اعلام اینکه تا انتخرابات ریاست جمهوری ۴۹۵ روز دیگر باقیمانده و الهی خاتمی دوباره رئیس جمهور بشود از همین الآن نسبت به فرهنگ سازی مردم برای انتخاب رئیس جمهور که بعد از بستن کمربند ایمنی و شلنگ گاز از فرهنگ سازیهای مهم میباشد اقدام کرد و دشمن میگوید اخیراْ نبوی از پاپ کاتولیک تر شده و حالا خود خاتمی ول کرده این ول نمیکنه ! البته ما خیلی متاسفیم که ایشان قرار است فقط تا آبان ۸۷ بنویسد که حدوداْ میشود ۱۸۰ روز دیگر و به این ترتیب ۳۱۵ روز مانده به انتخابات خیلی مهم ریاست جمهوری ما نمیدانیم بدون رهنمودهای موثر نامبرده باید چه خاکی بسرمان بریزیم و چه جوری به خاتمی نرویم رأی بدهیم که خجالت ایشان را هم نکشیم !

آرم جدید سایت سید براهیم نبوی !
در این راستا وزیر مهم کشور پرده از یک راز بزرگ که بعد از راز بقا مهمترین راز دنیا بود برداشت و گفت "با توجه به زمان برگزاری این انتخابات در روزهای پایانی سال انتظار مشارکت مردم را نداشتیم" . البته ایشان شکسته نفسی فرمودند چون اگر این انتخابات در لحظه تحویل سال هم برگزار میشد باز هم ملت ایران به جهت تسهیل صدور قطعنامه های بعدی با سبزه و تنگ ماهی میرفتند به باهنر رأی میداند ! ضمن اینکه انتخابات دوره قبل چون ۱۵ اسفند بود پس در روزهای ابتدائی سال بوده و به همین جهت مردم خیلی بیشتر از امسال رفته بودند پای صندوق ! دکتر ایرج ملک پور هم قرار شده در تقویم ۸۷ به ۱۵ اسفند بگوید سیزده بدر که مردم عموماْ در چنین روزهائی همه میرود به باهنر رأی میدهند ! وزیر کشور که از حضور جوانان خیلی شگفت زده بود اعلام کرد که اعلام نتایج آراء تهران یه ده روزی طول میکشد ولی ازه مزه جزه خزه ! که یعنی غلامعلی و ممدرضا و بقیه میدونن یعنی چی ! وی اعلام کرد نظارت رایانه ای انتخابات بطور آنلاین توسط امنای وزارت کشور انجام شد

امنای وزارت کشور در حال نظارت رایانه ای !
ضمن اینکه نامبرده سر حرفش هم وایساد و اینترنتها دیروز اصلاْ قطع نشد و بجاش پیرو رهنمود ما در همین نه طنز سایتهای اینترنتی دیروز بطرز گسترده ای فیلتر شد ! سایت البرز خیلی امیدوار بود که تا عصر دیروز سوء تفاهمها رفع بشود و اتفاقاْ هم شد چون بقیه ISP های کشور تا بعد از ظهر فیلترش کردند ! سایت "شیعه" هم که کسی عمراْ فکرش رو نمیکرد فیلتر شد و یکساعت بعد دلیل فیلتر شدنش درج تصویر پائین اعلام شد

سایت شیعه به درج تصویر مسجد روی لباس زیر بشدت اعتراض کرد ولی چون دستمال زدن زیادی باعث یاتاقان سوزی میشود فیلتر شد !
رهبری هم که خیلی ناراحت بود که مردان و زنان مسن ۱۶ تا ۱۸ ساله که از بابایشان بهتر بلدند اس.ام.اس بفرستند نتوانستند این دوره رأی بدهند اعلام کرد "مردم با آراء خود تقنین کشور را روشن کردند" . هم اکنون فرهنگستان زبان و ادب فارسی رفته دانشمند آورده که بفهمد تقنین یعنی چی و آخرین نتایج حکایت از این دارد که تقنین همان یکجور قین است که فرانسوی ها بهش میگویند قانقاریا و فارسی آن میشود قانقینانه ! احمدی نژاد هم روز انتخابات را "میلاد دوباره" ملت ایران خواند و به همین جهت الآن حدود ۷۸ میلیون جشن تولد در ایران برپا شده و شمع برای سقاخونه ها هم گیر نمی آید ! خبرگزاری جمهوری اسلامی هم در یک اقدام همه جانبه که قهقهه خنده جهانیان را در برداشت بازتاب این انتخابات را در سطح جهان جوری خواند که تقریباْ در تمام دنیا غذای مردم از فرط توجه به آراء مردم ایران سوخت و یا حداقل ته گرفت ! خبر جهانی به این شکل اعلام شد :
CNN مجبور به اعتراف شد و حضور مردم را گسترده خواند به گزارش خبرنگار ما توجه فرمائید :
-- خبرنگار ما : CNN گسترده خواند !
BBC اقرار کرد که ما اصلاْ فکر نمیکردیم اینجوری بشه :
-- خبرنگار ما : BBC اصلاْ فکر نمیکند !
FOX NEWS مُقر آمد که رأی دهندگان خیلی زیاد بودند :
خبرنگار ما : گفت خیلی بود !
الجزیره نتوانست جلوی خودش را بگیرد و گفت اکّه هی ی ی اینهمه آدم ؟! :
-- خبرنگار ما : گفت علی ی ی ی ی !
نتیجه : جمهوری اسلامی دیروز خیلی روی خبرگزاری الجزیره مانور کرد ما هم که یادمان رفته وقتی احمدی نژاد از سازمان ملل برگشت همین الجزیره هیکلشو قهوه ای کرد و احمدی نژاد گفت "الجزیره تریبون تروریستهاست چون بن لادن فقط از طریق آن پیام میدهد" اینست که اصولاْ این خبرگزاری عین عطا الله مهاجرانی چهار فصل است یعنی در هر مقطع زمانی یکجور است !
دنباله :
مژده به همکاران ! بدلیل وزش باد شدید ساعتی پیش در تهران که اداره هواشناسی سرعت آنرا ۴۲ کیلومتر در ساعت برآورد کرد که دو کیلومترش برای ما بس بود و متعاقباْ به اهتزاز در آمدن دیشهای مردم در پشت بامها آنهم در این شب بسیار مهم و حساس که نتایج خنده دار انتخابات از تلویزیون جمهوری اسلامی و نتایج گریه دار آن از طریق صدای امریکا در حال پخش بود اینجانبان ضمن ابراز همدردی با ملت قطعنامه پرور ایران که طی ساعات گذشته بدلیل این نعمت (!) جوی از نعمت ماهواره ناگهان محروم شدند جوریکه الآن بجای لونا شاد دارند محمود گشاد را تماشا میکنند بدینوسیله برای رفع نگرانی مردم مصیبت زده و ماهواره ببین ایران اسلامی نسبت به صدور این اطلاعیه اقدام فوری نمودیم و در آن با استعانت از این بیت جاویدان شیخ اجل که فرمود :
ابر و "باد" و مه و خورشید و فلک در کارند ..... تا تو دیشی رو ببندی و رسیورها رو آپ گرید کنی !
اعلام بسیج عمومی نموده و معروض میدارد که نامردی نکنید و هر جهت رو بیشتر از ۵ تومن از مردم پول نگیرید ! ضمناْ ستاد حوادث غیر مترقبه اصناف واقع در پشت شهرداری نسبت به عرضه وسیع و فوری "قیچی" (مربوط به اتصال دوتا ال.ان.بی روی یک دیش) و نیز کابل آپ گرید به قیمت مصوب ۲ تومن از هم اکنون در محل مستقرند و اگر پول آژانسشان را بدهید چه بسا که ۱۰ دقیقه بعد با موتور (!) در محل شما هم مستقر بشوند ! ضمناْ چنانچه کسی دیش موتور دار داشت و به دیوار پیچ بود و باد آنرا نبرده بود لازم است تا بروید جلوی دیش آنقدر بایستید که تصویر قطع شود و به محض سوال صاحبخانه فوراْ بگوئید بدی این دیشها یکی همین است که تا باد می آید دیش تکان نمیخورد و سپس آنرا با دست تکان داده و همانجا آنرا کج و معوج نموده و نسبت به تنظیم مجدد آن (با همان تعرفه جهتی ۵ تومن) اقدام مساعد مبذول بفرمائید ! در صورت پیشامد هرگونه سوال فنی لطفاْ با مراجعه به سایت رسمی ما در کلیه دامنه های com , .net , .org. و غیره جواب سوالتان را بگیرید و فرکانسهای جدید را هم همانجا نوشته ایم و از اشغال نمودن موبایلهای (!) سازمان جداْ خودداری کنید چون متخصصین ما در حال آموزش هیئت سازندگان و مخترعین امور ماهواره جهان به منظور ارتقاء سطح فنی نامبردگان در امر "کارهائیکه میشود با اختراعاتشان در ایران کرد" میباشند و وقت سر خاراندن هم بندرت دارند !
نتیجه : نصابهای ماهواره هم خدائی دارند !
دنباله :
خسته نباشی آقای نبوی ...
خیلی ناراحتم که این جدی ترین حرفم را که برای اولین بار است ، دارم به تو میزنم . شاید هم باید خوشحال باشم چون مخاطبم را با شعور میدانم که اینطور میگویم . میدانم که اگر در خانه ای دعوا و یا بحثی بشود همسایه ها نباید که صدا را بشنوند . حفظم این درسها را . که چه میگویم مدتها باهاشان زندگی کرده ام ولی همسایه بی حیای ما درست وسط حیاتمان نشسته آقای نبوی و با کمال احترام و تأسف تو و رفقای دیگر اینطور دریده اش کردید که به خودش اجازه ناکردنی ترین کارها را هم میدهد . دو هفته است که انبار باروتی شده ام و انگار که برای ترکیدن جرقه ای لازم داشتم که دیروز وقتی "ما فردا را میخواهیم" رو نوشتی خودت زدی . آقای نبوی شرکت در این انتخابات واقعاْ اینقدر برات اهمیت داشت که به خودت فرض و لازم دونستی تو مدت اخیر اینطور همه رو دعوت کنی ؟ اصلاْ برای خودت اهمیت داشت یا برای کسانیکه اینروزا به نحو کاملاْ مشهودی برایشان "سفارشی" می نویسی ؟ سه ماه پیش جلوی روی تمام خوانندگانت یقه خودت را گرفتی که آیا بنویسم و یا نه و از همه خواستی که اینرا بتو بگویند و عجب ، که ابراهیم نبوی که دیگران نوشتن و ننوشتنشان را از او میپرسیدند حالا پرسیده بود که چه کنم . بعد نشستی گفتی "در بالاترین میمانم" و اندر معایب و محاسنش نوشتی . گفتی تا ۵۰ سالگی ام آبان آینده طنز خواهم نوشت و بعد جدی می نویسم . این حرفها را در زمان خودش گفتیم و شنیدیم و بماند که اینجا فقط یاد آوری و تذکری بود . آنروز گفتم و گفتیم که نبوی هم مثل بقیه خود ماها گاهاْ یقه خودش را میگیرد و گذشتیم ولی آیا دیروزی که این آخرین نوشته ات را نوشتی واقعاْ لازم ندیدی که اگر یقه حامیان را نمیگیری لااقل حمایتشان نکنی ؟ به چه بهائی ؟ اینجا بودی و اینقدر باز نوشتی که همه لذت بردیم و امروز رفته ای آن دورتر و چنان بسته مینویسی که تمام رغبتمان را میگیری . عبدالله نوری را روی تخم چشمت گذاشتی که هاشمی رفسنجانی را ملامت کرد و آیا واقعاْ فراموشت شده بود که همین آدم سالها وزیر کشور همان هاشمی بود ، اولین کسی بود که در پایان ریاست جمهوری هاشمی طرح مادام العمر شدن رئیس جمهور را به مجلس برد و دقیقاْ همین آدم اولین کسی بود که اولین اهانت را به همان هاشمی کرد و وقتی یقه اش را گرفتند همه ما صدایمان درآمد که آقا چرا و فلان . گفتیم نقد میکند گفتیم دارد حرف میزند . هیچی نگفتیم . و همانروزی که حجاریان را جلوی شورای شهر زدند و عصرش در دفتر کارگزاران محمد هاشمی نشست گلایه کرد از نوری ، من خودم یکیش بودم که آنروز که بعدش جلوی همان دفتر با چاقو زدنم ، یقه اش را سفت گرفتم و چرا ؟ که محمد عطریانفر فرزند نامشروع کارگزاران بعدش بگوید "رسالت تاریخی کارگزاران به پایان رسیده" ؟ برای این ؟ برای اینکه امروزت مناظره محمدرضا خاتمی با محمدرضای باهنر مهم باشد برای تو ولی یادمان برود که همین محمدرضا خاتمی وقتی خود من دوره ششم مجلس تلفنی باهاش حرف زدم که بیا کاندید شو گفت "من حوصله ندارم یکروز بگن آب نداریم یکروز برق" . اینها را شاید که برای هرگز نباید گفت و ولی شاید هم الآن و امروز باید یادآوری کرد به خودمان که اصلاْ غریبه هم نیستیم و دشمن جفتمان یکی است . و تو امروز همین آقای دکتری را که تا دو ماه قبل از مجلس ششم ، بغیر از مطبش هیچ جای دیگری را ندیده بود را ارج و قرب بگذاری و به بقیه هم بگوئی که بیایند پای رای که به خوانده اش رأی بدهند ؟ این است آقای نبوی ؟ فراخوان گسترده انتخاباتی تو به فرض که حتی ۱۰ نفر را پای صندوق بکشاند اینقدر مهمت بود که فراموش کنی ایران به سوسول بازی و گفتگو و گریه زاری بالای سر بدن نیمه جان دانشجو ها خیلی وقت است که هیچ نیازی ندارد که همین ادا اصولها که اگر ما از درون میدیدیم دیگران از بیرون ، اینطور همه را جری کرد . اینها را تو واقعاْ نمیدانی ؟ یا به کدام ضرورت میخواهی بگوئی نمیدانم ؟ به ضرورت سفارش دهندگان نوشته هایت ؟ آقا وقتی در همین بالاترین در زیر مجموعه "سرگرمی" لینک میشی آیا هرگز بهت برنخورد که غلط میکنند به نوشته ام بگویند سرگرمی ؟ یا واقعاْ دیگر خیلی سرگرم کننده شده ای و شاید بهتر که تا ۵۰ سالگی ات صبر نکنی چون آنوقت اگر خودت هم نه ، ما دق میکنیم که این نویسنده برتر خیلی وقت است که دیگر کسی را سرگرم هم نمیتواند بکند . آنروزی که خاتمی آمد و من در یک جلسه پنج نفره در خصوصی ترین زیر مجموعه خودم در ارشاد گفتم "این آدم کار را سختتر کرد" ، که آنروز گفتم چقدر بچگی کردم که گفتم اینرا و که بعدش خبر از همان جمع به گوش مدیر کل ارشاد رسید و ازم توضیح خواست و گفتم تا قبلش میگفتیم همه دشمن ، بشکنیم و بریم جلو لااقل تکلیف معلوم است ولی امروز باید اول بپرسیم ببخشید شما دوستی یا دشمن بعد که سر و تهمان کرد بگوئیم ببخشید شما دشمن بودید من بجا نیاوردمتان ! و خاتمی رفت و در جاهائیکه ما مردم را جمع میکردیم یکروز لبخند زد و یکروز گریه کرد و آخر سرها هم که به قول و نوشته مکتوب خودت "اصلاْ بی خیال شد" . و امروز به چه بهای نداده ای داعیه دارد بها را که ما دادیم آقا . و ما که تمام وجودمان را هزینه کردیم برای شکستن آن جو خشن مستبد حاکم ، امروز هم بیائیم بگوئیم ایها الناس بروید رای بدهید که بازم بگوئید "نه" ؟ همین ؟ یا شاید این "نه" گفتن خیلی به نظرت کار بزرگی می آید ؟ و که اگر اینطور است آقای نبوی به ۵۰ سالگی شناسنامه ات توجه نکن که خیلی پیر شدی . نیک آهنگ یکروز مصباح را کشید و افتاد زندان و اگر هیچکس نه تو خوب میدانی که همانموقع "ضیائی" ، "عربانی" ، "عبداللهی نیا" ، "پاکشیر" و ... خیلی قشنگتر میتوانستند اینکار را بکنند نمیتوانستند ؟ ولی نیکان وقتی هزینه اش را پرداخت من ندیدم برود در اوین بنویسد "ما اشتباه کردیم . برایم مهم نیست که با نوشتن این مطلب خواننده هایم را از دست بدهم و ..." . ندیدیم او در اوین اینرا بنویسد ولی دیدیم که تو در تنها "یک ماه" نیمه زندانی بودن در اوین اینرا نوشتی که من اینجا از خودت نقل آوردم . چرا مهمت نبود ؟ اینقدر خوانندگانت بی وجود و نامحترم بودند و یا شاید الآن هم هستند برات ؟ نیک آهنگ امروز درست در همانجائی دارد مینویسد که تو . ولی یکبار ندیدم اینطور به سر و سینه بکوبد که بروید رای بدهید که تو کوبیدی . این یعنی سر حرف خودش بودن این یعنی به مصلحت حرف نزدن ( که چه مصلحتی ؟ ) این یعنی "یک اعتقاد" را داشتن ولی راسخ داشتن . "گل آقا" انتشار نشریاتش را متوقف کرد و روی شماره های همین اسفند ماه نوشت "شماره آخر" و تو حتی نکردی نیم خط درباره اش که خانه مادری ات بود چیزی بنویسی آقای نبوی . جائیکه از آنجا بلند شدی ، مشق نوشتن کردی . و که اگر آنروز من برایش نوشته "پست میکردم" که تو "تحریریه" بودی . دریغت آمد که نیم خط بنویسی و تقدیم کنی ولی نیم سال نوشتی که آقا برید انتخابات . آقای نبوی با این نوشتن چند نفر را وجداناْ پای صندوق فرستادی و چند نفر را از خودت راندی ؟ آقای نبوی سخت است وقتی برای من با "نگرانی" بنویسند که "نوشته هایت دارد عین نبوی میشود" سخت است آقای نبوی خواننده های امروز من که دیروز تو را میخواندند نگرانند ، نگران خودشان هستند که مچل نشوند برای خواندن چیزی که هر روز بیشتر شکل "سرگرمی" به خودش میگیرد و تا حرف حساب . اینها را بی هیچ ملاحظه و تعارفی میگویم که تا این لحظه با مملکتم تعارف نکرده ام که حالا با تو . یکماه و نیم است به گناه نکرده هفت سال پیش میرم دادگاه . آخریش همین دوشنبه قبل . جلوی کاخ دادگستری زدنم آقای نبوی میفهمی اینها را ؟ ۱۰ سال پیش عین سگ از دانشگاه بیرونم کردند ، دفترم را با نفت آتش زدند ، جا و بیجا برایم زدند ، ۷ بار تا امروز زندانم کردند ، آقای نبوی دوبار در کابین ۱۴ و ۴ همان بند مقدس ۲۰۹ بوده ام بگویم باز ؟ سختم است وقتی امروز میبینم نبوی که خودش راه را برای دیگران باز کرد و جو را شکست امروز راه را برایش باز میکنند که همان جو را برای خوانندگانش که دار و ندارش است ببندد . آقای نبوی ایران فقط در "تهران" نیست که اینطور به سر و سینه میزنی . تهران در مجلس فقط ۳۰ صندلی دارد و شهرستانها ۲۶۰ صندلی . اینرا تو که از همه مان بهتر میدانی بچه لنگرود . آنروز که در صدای امریکا فرهودی به آن حرامزاده خانوم باز اجازه نداد که حرف بزند و که میگفت همه بروند و فقط به خانمها رای بدهند که "نه" گفته باشند تو تا همین دیروز درباره اش چیز نوشتی و بهش تیکه انداختی و با تمسخر نوشتی "عجب این صدای امریکا دموکراسی دارد" و بعد خودت که تصویر روی زمین نشسته ات را روی صدایت میگذارند ( و عجب که به این چیزها رضا داری ) در همان برنامه میدوی و حرف میزنی ؟ اگر قرار است اینطوری به استقبال ۵۰ سالگی ات بروی ..... چه بگویم ؟ ایران فقط تهران نیست آقا و اگر دانشمندان مورد نظرتان ( خاتمی و دار و دسته ) یه کمی جلوتر از نوک دماغشان را میدیدند اینجا نمینشستند میرفتند آرای شهرستانها را جمع میکردند که من امروز آتش نگیرم وقتی میشنوم "نریمان" از بابل باز هم رفت مجلس . و تو که خودت را مسئول میدانی که خیلی بها داری میدهی بخاطر اینجور موافق نوشتنت کدام بار حتی اشاره ای کردی به ایها الناسی که فراخوان شرکت در انتخابات دادی شان ؟ کی ؟ کجا ؟
...................
نمیدانم ........
دنباله :
(خبرها از ایرنا ، ایسنا)
۴ × ۸ !
خاتمی : با وجود رد گسترده صلاحیتها ما با لیست کامل در انتخابات شرکت میکنیم (مشارکت)
حداد عادل : حالا باید پیروزیمان بر دشمن را جشن بگیریم (ایرنا)
حداد در حال جشن : آخ لا لای لای نانی نای نای ... حالا دست ! (سمت چپی ها رو دریابید !)
راند هشتم انتخابات رقابتی مجلس از ساعت ۸ صبح امروز در حالی آغاز شد که دشمن قطعنامه سوم را تصویب کرده بود که ما نرویم رأی بدهیم ، خاک بر سر خبر نداشت که ما همینجوری بدون قطعنامه هم عمراْ نمیرفتیم رأی بدیم ! در حال حاضر دشمن در صدد تصویب همزمان هفت تا قطعنامه و سه تا بیانیه و دو تا اعلان جنگ به ماست بلکه ما در ساعات باقیمانده نرویم دیگر رأی بدهیم و اتفاقاْ ما هم که تا حالا نرفته ایم از حالا به بعد هم نمیریم رأی بدیم حالا هی اونا خودشونو جر بدن هی جمهوری اسلامی آهنگ "ای ایران" بذاره ! در همین راستا ستاد انتخابات هم طبق روال ، رأی گیری را دو ساعت دیگر تمدید کرد ولی اینرا هم گفت که ما فقط تا ساعت ۲۰ تمدید کرده ایم بنابراین اگر تا ساعت ۲۲ رفتین رأی دادین که هیچی ولی اگر نرفتین پس کی میخواین برین ؟! محمود خطر رئیس جمهور پدر سوخته ایران هم دوان دوان از سنگال برگشت و در حالیکه بخاطر خورده نشدن توسط رئیس جمهور خوشگل سنگال خیلی خوشحال بود در فرودگاه گفت "وظیفه خود دانستم که روند انتخابات را از نزدیک ببینم" . چشم پزشگان گفته اند چون احمدی نژاد نزدیک بین است به همین خاطر نمیتوانسته روند انتخابات را از دور ببیند ! رهبری هم گفت "مردم نمایندگان را به مجلس راهنمائی کنند" . البته دانشمندان دشمن گفته اند اینکه رهبری از همین الآن هیچی نشده به "کاندیداها" میگوید "نمایندگان" یک کمی بحث برانگیز است ولی دانشمندان دشمن اگر راست میگویند فرق بین غسل جنابت و غسل ترتیبی را بگویند تا ما این حرفها را باور کنیم ! همچنین رهبری گفت "حضور مردم در تمام صحنه ها باید اینگونه باشد" . از ایشان پرسیدند چگونه باشد ؟ گفت همینگونه باشد ! امریکائیها هم بشدت نگران سلامت انتخابات ما هستند و دائم ابراز نگرانی میکنند و اتفاقاْ ما هم درباره انتخابات ریاست جمهوری آنها همین را میگوئیم منتها قضیه ما با آنها از دو جهت خیلی فرق دارد اول اینکه انتخابات ما امروز است و آنها درباره مسئله روز حرف میزنند در حالیکه انتخابات آنها چند ماه بعد است و ما از حالا غیب میگوئیم و دوم اینکه آنها درباره ما راست میگویند در صورتیکه ما هم درباره آنها اصلاْ تا حالا دروغ نگفته ایم ! وزیر کشور ساعت ۲ ظهر اعلام کرد "تعداد رأی دهندگان تا این ساعت نسبت به دوره قبل ۲۰ درصد افزایش داشته" و فوراْ نتیجه گرفت که پس میزان شرکت مردم هم تا بقیه ساعتها همینطور ۲۰ درصد افزایش دارد و پس این دوره نسبت به دوره قبل مردم ۲۰ درصد بیشتر رأی داده اند ! لازم به ذکر است که دوره قبل اعلام شده بود که ۹۰ درصد واجدین شرایط رأی داده اند و چون ۹۰ + ۲۰ میشود ۱۱۰ درصد که البته خیلی به ۱۰۰ درصد نزدیک است ولی یک کمی آدم رودل میکند اینست که قرار شده تا آخر وقت یک خاکی به سر اون ۱۰ درصد مازاد بریزند ! وزارت کشور همچنین اعلام کرد "مشارکت مردم بقدری زیاد بوده که در برخی از حوزه ها تعرفه تمام شد" که البته ما از قبل آمادگی شنیدن چنین حرفهائی را داشتیم و اینست که اصلاْ نه شک میکنیم نه میخندیم ! همچنین جمهوری اسلامی از اول وقت تا همین الآن ۲۴۰۰ دفعه اعلام کرده که در استان سیستان همه اعم از شیعه و سنی پای صندوقها حاضر شده اند که این نشاندهنده اینست که امروز مردم در سیستان اصلاْ در اعتراض به قطع دست و پاها و حکم اعدام یعقوب مهرنهاد شلوغ نکرده اند ! در استان گلستان هم وحدت مردم بارها به ما گوشزد شد چون در آق قلا امروز محمدحسينعلیاصغری و سيدسبحان حسينی حيدرآباد خشتک همدیگه رو اصلاْ در نیاوردن ! دشمن در حال حاضر بشدت دارد حرص میخورد و ما خودمان دیده ایم از صبح تا حالا هفت تا سیگار هم کشیده در حالیکه وزیر ۱۴ ساله بهداشت ما که فرق گوشت کوبیده با سنده باقر رو وقتی یک کمی بچشد فوری متوجه میشود دیروز گفت "انگیزه اعتیاد سیگار است" ! سخنگوی شورای نگهبان هم که عموماْ حرفهای جدی را خیلی بامزه میزند و حرفهای بامزه را خیلی جدی همچنان اصرار دارد که بدلیل تائید صلاحیت "بیش از ۴۵۰۰ نفر" و وجود ۲۹۰ کرسی در مجلس به ازاء هر کرسی ۱۶ کاندید وجود دارد و پس انتخابات امسال خیلی رقابتی است ! البته ما قبلاْ هم در همینجا عرض کرده بودیم که اگر ۴۵۰۰ رو بر ۲۹۰ تقسیم کنید میشه ۵۱/۱۵ که البته چون این عدد هرچی هست از ۵/۱۵ بیشتره پس با استفاده از قانون دوم نظریه اعداد میشود آنرا گرد کرد و بهش گفت ۱۶ ! نامبرده ضمناْ اعلام کرد که صلاحیت بقیه کسانی هم که رد شده بود برای اینکه حرف و حدیثی در نیاید ساعت ۱۱ امشب تائید میشود ! همچنین چند روز است که به مجلس میگویند خانه ملت منتها دشمن میگوید آیفون خانه ملت تصویری است و به همین دلیل وقتی ملت میروند دم خانه ریختشان را پای در میشود دید و در را باز نکرد !
نتیجه : من دقیقاْ در شرف موتم بی زحمت یه دو سه ساعت بهم امون بدید بنده در همین بلاگفا خدمت میرسم مخلص شما هم هستم ... شاد باشید و بقیه رو هم شاد کنید ...
دنباله :
برای تبادل لینک اینجا کامنت بگذارید
دنباله :
۷۸۴ س ۱۸ !
وزارت کشور بشدت اعلام کرد که کلیه افراد بالای ۱۸ سال میتوانند در انتخابات شرکت کنند . به همین جهت کلیه واجدین شرایط ۱۸ ساله اعم از چپی و راستی و اصلاح نطلب (!) و اصول بگرا و محمود فالانژ و آقا بالا سر و غیره دست به یک ائتلاف سراسری زدند و آرم ائتلافشان را هم اینطوری گذاشته اند :
همچنین وزارت کشور نحوه رأی دادن را نیز از طریق رسانه ملّی که همزمان یک تهدید ملی هم بشمار میرود نشان داد و معلوم شد که چون تمام آحاد ملت ایران که بالای ۱۸ سال سن دارند الآن ۳۰ سال است که همه شان بدون استثنا پشت کنکور هم مانده اند مگر اینکه خودشان را انداخته باشند زیر تانک یا از دیوار سفارت امریکا رفته باشند بالا که در آنصورت حتماْ تا حالا دکتر ، تروریست و متعاقباْ رئیس جمهور شده اند لذا به جهت رفاه حال واجدین شرایط نحوه وارد کردن کد کاندیداها عین پاسخنامه کنکور طراحی شده جوری که رأی دهندگان با دیدن آن نه یاد خاطراتشان سر جلسه کنکور بیفتند نه هول بشوند نه هیچ چیز دیگر بلکه بسم الله بگویند و با مداد B6 تراشیده شده که نوکش ترجیحاْ عین نوک دماغ جنتی تیز باشد به محض شلیک تپانچه تند تند تست بزنند و به همانهائیکه آقا بجز سایز دور کمرشان بقیه مشخصاتشان را گفته و بعضیهایشان هم بیشتر از ۱۸ سال سن دارند آزادانه و به دلخواه رأی بدهند و این وسط اگر به کسی بیشتر از دوتا رأی دادند هم دادند مهم حضور مردمه !
همچنین قرار شد خود کاندیداها هم بدلیل شرایط میزبانی (!) بتوانند به خودشان هفت هشت ده تا رأی بدهند تا بدینوسیله یک موقع خدای نکرده کمتر از هفت هشت ده تا رأی نیارند !
روح الله حسینیان اصولگرای رپ جمهوری اسلامی هم که تازگیها اعلام کرده از قرتی بازی همیشه خوشش می آمده ولی خدا ریختش را جوری آفریده که انگار دروغ میگوید و به همین دلیل دم خط چکمه ای اش معلوم نیست میتواند استثناْ به خودش دویست تا رأی بدهد تا با بقیه آراء مردم مجموعاْ دویست تا رأی بیاورد !
این انتخابات بطرز عجیب غریب و شگفت انگیزی رقابتی است چون وزیر کشور گفته در این دوره برای هر کرسی ۱۶ نفر رقابت میکنند درحالیکه در دوره های قبل برای هر ۱۶ کرسی یکنفر رقابت میکرده ! ضمناْ وزارت کشور اعلام کرد برای رأی دادن حتماْ باید هم فاطی شناسنامه اش را بیاورد هم کامبیز وگرنه ما از کجا بفهمیم دختر خاله پسر خاله اند ! البته یک استثنا هم برای کسانیکه بالای ۱۸ سال دارند ولی شناسنامه ندارند وجود دارد طوریکه آنها میتوانند بروند رأی بدهند ولی چون شناسنامه ندارند باید ظرفها را هم بشورند ! وزارت کشور در خصوص کارت ملی هم گفت اگر کسی کارت ملی نداشت بره پشت شهرداری اونجا با دو تومن براش سه تا کارت ملی و یه گواهینامه پایه یک و یه دانشنامه خلبانی و سه تا مدرک مایکروسافت میزنن ! البته آنهائی که همین دو تومن را هم ندارند ولی ۱۸ سالشان دارند میتوانند بروند موهایشان را مدل اختاپوسی درست کنند و جلوی در حوزه های اخذ رأی تکنو بزنن که معلوم بشه حضور جوانان از همه جور فرقه و قیافه و مدل بی سابقه بوده و ضمناْ دو تومن هم بگیرند و بروند پشت شهرداری بلکه عقدنامه فاطی را هم که هنوز دختر خاله اش است ولی در هیچ جای شناسنامه اش نوشته نشده برایش بزنند ! در همین راستا وزارت کشور بطور کلی اعلام کرد که مهلت انتخابات فعلاْ تا ساعت ۶ بعد از ظهر جمعه است ولی شما نگران نباشید چون تمدید میشه و اگر شما ۱۱ شب دوشنبه هم رفتید رأی دادید خیالی نیست ! پور محمدی که اخیراْ خیلی چیزها را تصریح میکند تصریح کرد که در روز انتخابات اینترنت به هیچ وجه قطع نمیشود ولی تمام سایتهای اینترنتی از دم قطع میشود !
در همین راستا اینجانب دارای شماره ۷۸۴ س ۱۸ (ایران ۱۱) که در واقع شماره پلاک ماشینم است ولی خیلی شبیه کد نامزدهای انتخاباتی هم هست متوجه شدم که چون امروز دقیقاْ ۱۵ سال از ۱۸ سالگی ام میگذره و کارت ملی و اثر انگشت و سوء پیشینه (تا دلت بخواد !) و کلاْ مدارکی که یک کاندیدای اصلح باید داشته باشد را هم دارم فقط ریش ندارم لذا میتوانم هم کاندید بشوم هم رأی بدهم هم خیلی چیزای دیگه منتها چون زودتر یادم نیفتاده بود که پلاک ماشینم همان کد کاندیداتوریمه از پور محمدی پرسیدم او هم گفت چون دو رقم سمت چپ پلاک ماشینم ۱۸ است که یعنی همان سن واجد شرایط بودن پس میتوانم ماشینم را هم کاندید کنم و فردا در تمام حوزه های اخذ رأی همه میتوانند به خودم و ماشینم رأی بدهند و بلکه رهبری هم گفته "انتخاب اصلح" که یعنی ماشین من ! بنابراین لطفاْ به ماشین من هم رأی بدهید !
نتیجه : امروز صبح تو دلم گفتم خدایا امروز تولدمه یه کادوی درست حسابی بهم بده اونم دستی دستی ما رو گرفت نماینده مجلس کرد ! این خدا هم اعصاب نداره ها ! حالا اگه من برم مجلس برای روح الله حسینیان جا کم بیاد چه خاکی سرش بریزم ؟! خدایا تو چرا همش یا نون میدی دندون میگیری یا دندون میدی نون میگیری یا کلاْ هر دوتاشو میگیری هیچی نمیدی ! یادم باشه سال دیگه روز تولدم آش رو با جاش ازت بخوام !
دنباله :
( خبرها و نقل قولها از ایسنا ، ایرنا ، فارس )
(۵) چغرتمه !
احمدی نژاد رئیس جمهور آنتیک ایران در حالیکه همچنان خیلی نگران سلامت انتخابات امریکاست رفت سنگال و در پاسخ این سوال که چرا میری سنگال گفت : میخوام راج کاپور رو ببینم ! گفتند بابا اون سنگام بود نه سنگال گفت آره همون سنگ هام ! گفتند اینهمه خودتو برای انتخابات مجلس جر دادی حالا وقت شکار تنگت گرفته میری سنگال گفت شما نگران من نباشید من دیروز رأی دادم ! رئیس جمهور سنگال هم که کمتر از ۱۵ روز پیش ایران بود و ما البته اونموقع خواستیم بهش گیر بدیم ولی قسمت نشد گفته "چشم انتظار احمدی نژاد هستم" .
( رئیس جمهور سنگال در حالیکه چشم انتظار احمدی نژاد است ! )
احمدی نژاد پیش از این سفر رئیس جمهور اندونزی را در تهران دید و همزمان استوار نامه سفیر اندونزی را داد به یه استوار نامه خوان که براش بخونه ! وی در دیدار با رئیس جمهور اندونزی گفت "ملت ایران خواهان روابط گسترده تر با اندونزی است" . شما البته از ما نشنیده بگیرید ولی این اندونزی همون یک کشوریه که به قطعنامه سوم رای ممتنع داد . اگرچه در کل قضیه همچین تفاوتی هم وجود نداره ولی چون از ۱۵ تا کشور ۱۴ تا رای موافق دادند و یکی ممتنع اتفاقاْ ما بخاطر همین یه ممتنع پیروز شدیم و مشت محکم زدیم و دفتر ولی فقیه هم که حلول ماه ربیع الاول را نمیدانم چرا تبریک گفت پس میتوانیم جشن هم بگیریم ! به همین مناسبت رهبری سال ۸۷ را سال "اندون" ملی - "زی" اسلامی اعلام کرد و کلیه مسلمانان جهان در این سال باید حتماْ روزی سه دفعه سالاد اندونزی با یه نون اضافه و نوشابه بخورند و چه بسا بهتره که برای مراسم منسوخ ، ددمنشانه و شیطانی تحویل سال سر سفره هفت سین هم بجای سکه که خیلی گرون شده سالاد اندونزی بگذارند تا به امید خدا اندونزی علی الحساب همینطوری ممتنع رأی بده ببینیم آخرش چی میشه ! ایرنا هم که رسماْ خبرگزاری جمهوری اسلامی است دو سه روزه داره یواشکی بجای "قطعنامه سوم" مینویسه "قطعنامه ۱۸۰۳" و اینکه میگم یواشکی یکیش برای اینه که گفته نکنه مردم ۵۹۸ تا از ۱۸۰۳ کم کنن بشه ۱۲۰۵ که یعنی از زمانیکه ما زهر مار خوردیم و با گه خوردن نامه قطعنامه ۵۹۸ رو پذیرفتیم و اتفاقاْ به همین دلیل در جنگ پیروز شدیم تا حالا ۱۲۰۵ تا قطعنامه دیگه برامون صادر شده که ما اخیراْ آنهم از طریق صدای امریکا که همیشه دروغ میگوید در جریان این آخری قرار گرفتیم و یکی دیگه هم اینکه مردم اگه کم کم به قطعنامه سوم بگن ۱۸۰۳ تا دو هفته دیگه اصلاْ ماجرا یادشون میره و تا بپرسی حالا ۱۸۰۳ چی هست میگن من چه میدونم ! شما داشته باشید که جمهوری اسلامی بعد از ملی شدن اورانیوم توسط محمود مصدق و پیروزی بخاطر تصویب قطعنامه متوجه این شد که دشمن برای لطمه زدن به انتخابات بوده که قطعنامه تصویب کرده ولی چون تصویب کرده منتها ما اینقدر پر روئیم که به تحریم هم میگیم پیروزی پس باز هم پیروز شدیم چون جمعه میلیونها نفر حتماْ میرن رأی میدن و اصلاْ چه بسا که انتخابات هم ملی بشه که چشم دشمن دربیاد و ما چون در ماه صفر عزادار بودیم و جشن نگرفتیم بجاش در جمادی الثانی جشن بگیریم ! این دشمن هم واقعاْ بیکاره ها ! میشینه اینهمه برنامه ریزی میکنه که درست ده روز مونده به انتخابات البرادعی گزارش بده ما پیروز بشیم تا اونا برن قطعنامه تصویب کنن ما بازم پیروز بشیم بعد دانشمندامون بفهمن اصلاْ این ماجراها برای این بوده که مردم ایران در بروکسل (!) نرن رأی بدن ولی در اندونزی برن رأی ممتنع بدن که ما برای دفعه سوم هم پیروز بشیم و مشت محکم و چشم و چال دشمن و راهپیمائی و اینجور چیزا کاملاْ تا سه ماه تأمین بشه ! چیزی که این دشمن خر نمیفهمه اینه که چرا تا هوا تو ایران پس میشه یهو نصف اسرائیل و دو سوم غزه و اینجور جاها میره هوا و مردم ایران بخوای نخوای مجبور میشن سرشونو بکنن زیر برف کونشونو بگیرن بالا بگن عجب جنایتی ! چقدر دشمن نفهمه که این چیزا رو نمیفهمه ! مرده شورشو ببرن ایش !
در راستای انتخابات ۲۴ اسفند مردم علی الحساب مجازند که به میدون انقلاب دوباره بگن میدون ۲۴ اسفند ولی مجاز نیستند که یادشون بیاد ۲۴ اسفند روز تولد رضا شاه هم هست ! رهبری امروز گفت "به کسانی رأی بدهید که دنبال نماینده شدن نباشند" پرسیدند جسارتاْ پس دنبال چی باشند گفت دنبال من ! وزارت کشور در اطلاعیه ای اعلام کرد "مهلت تبلیغات قانونی کاندیداها تا ساعت ۸ صبح پنجشنبه است" از وزیر کشور پرسیدند کاندیداها بعد از ساعت ۸ صبح چکار کنن گفت غیر قانونی تبلیغات کنن ! این اطلاعیه چون زیاد واضح نبود اینست که مسئولین نظام به خودشان گرفتند و فکر کردند آنها هم فقط تا ۸ صبح پنجشنبه میتونن نطق و خطابه کنن چون تقریباْ همه شان تا ۸ شب چهارشنبه همه جور ملّق و بالانس و اینجور چیزا زدن !
این وسط مردم فهمیدن که ۱۵ روز پیش فرمانده انتظامی تهران ظاهراْ یه غلطی کرده ! البته امت "نه طنز" از این قاعده مستثنی هستند چون ما همانروز جیغ و هوارمان را کردیم و در یک حرکت "زینب مآبانه" دست به افشاگری زدیم و وجود ۶۰ ساعت فیلم پنهانی از او را همینجا افشا کردیم . به همین جهت واقعاْ جا دارد به کسانیکه اینروزها در گوگل "فیلم سردار زارعی" را سرچ میکنند و از نه طنز سر در می آورند بگویم به ما چه میخواستید یه چیز دیگه سرچ کنید که ما ننوشته باشیم ! نکته خیلی جالب اینه که من نمیدونم چرا مردم تهران عموماْ عادت دارند خبرها رو تا نصفه تعقیب کنن چون همه پیگیر عزل سردار زارعی هستند ولی هیچکس پیگیر نصب "سردار اکبرشاهی" که از یزد اومده جاشو گرفته نیست . بنابراین برای ریختن پته نامبرده روی آب و سایر مایعات همینجا عرض میکنم که شما یک کمی که پس کله تان را بخارانید حتماْ بخاطر می آورید که آبان ۸۵ همین اکبرشاهی با فضاحتی مشابه از معاونت انتظامی تهران خلع شد و فرستادنش یزد . و بیشتر که بخارانید اینهم یادتون میاد که درباره همین قزمیت میگفتن دزدها و سارقین فقط منتظرن ببینن این کجا میره همه دنبالش برن ! من الآن خیلی شک دارم که مردم یزد تو این مدت چیزی از خونه زندگیشون مونده باشه شما چی ؟! سردار اکبر شاهی در اولین گفتگوی خود گفت : "نیروی انتظامی امنیت را بطور نامحسوس کنترل میکند" .

( نیروی انتظامی درحالیکه دارد امنیت را بطور نامحسوس کنترل میکند ! )
و باز هم در راستای انتخابات اینکه "سلطانزاده" که خودش را "کاندیدای اصلاح طلب اصولگرایان" معرفی کرده و ما این وسط فهمیدیم که اصولگرایان و اصلاح طلبان یکی اند حال آنکه ما فکر میکردیم دوتا هستن ، وسط خیابان ملاصدرای تهران جلوی ستادش بزرگ نوشته "کاندیدای حوزه انتخابیه تهران" ! ما رو بگو وسط ملاصدرا فکر میکردیم سلطانزاده کاندیدای دزفوله داره اینجا تبلیغات میکنه ! چقدر گیجیم ما به حضرت عباس خوب شد نوشت ها وگرنه طرفداراش اصلاْ معلوم نبود جمعه میخواستن تو دزفول به کی رأی بدن ! فاطمه کروبی هم که چند روزیه همه بجای فاطی فاطمه خانوم صداش میکنن روی یک کاغذ اینطور نوشته :
فاطمه کـــــــــــــــــــــروبــــــــــــــــــــی
آدم با دیدنش نمیدونم چرا فکر میکنه این فاطی با اون کروبی معروف نسبتی داره تو نگو "آدم" اتفاقاْ درست فکر میکنه و ما تازه فهمیدیم چرا کروبی اینهمه خودش رو داره برای انتخابات میکشه و حتی حاضر شد بره خونه جنتی بعد بگه این یه معاشرت معمولی بود ! خاتمی هم اخیراْ یادش افتاده که قبلاْ هشت سال رئیس جمهور بوده و نصف جمعیت ایران تو اون هشت سال بطور زنجیره ای و تسمه ای و نواری و خفاشی به قتل رسیدن اینه که گفته "باید این بازی را به هم بزنیم" . این پاپ کورن بدون فیل چه خودشو "ما" هم حساب میکنه ! میگه "بزنیم" نمیگه "بزنید" !

نتیجه : اینکه انتخابات شب عید داره برگزار میشه اصلاْ مهم نیست مهم اینه که اتفاقاْ مردم در همین زمان وق نتونن بزنن که بگن شب عیدی گشنمونه و نداریم و فلان چون اگه بگن خیلی آدمای گهی هستن که خواستن دشمن قطعنامه صادر کنه تا ما پیروز بشیم و نریم تو انتخابات شرکت کنیم و بازم پیروز بشیم ولی رهبری روشنمون کنه و ما بریم شرکت کنیم و باز پیروز بشیم و در ذیقعده جشن بگیریم !
دنباله :
با توجه به اینکه بسمه تعالی اینجانبان بنا به وظیفه ملی مان و به فرمایش رهبری مشارکت در امر "ضرور" (!) که از جدیدترین جملات قصار ایشان است و فرهنگستان زبان و ادب فارسی معادل این واژه را گذاشته "ضورانه" و نیز فرمایش امام جمعه تبریز که در یک اقدام خارق العاده و کف برانگیز و محیرالعقول و بی سابقه گفته "جمعه آینده باید روز انتخاب نماینده ها باشد" و هنوز ابرقدرتها نمیدانند که نامبرده اینرا تنهائی فهمیده یا دسته جمعی ، و همچنین بنا به این دلیل که امریکائیها در پاسخ نگرانی شدید ما نسبت به انتخابات ریاست جمهوری شان بشدت نگران انتخابات مجلس ما شده اند و اخیراْ بوش هم گفته اینجور که "بوش" میاد "بوش" دراومده ، تصمیم گرفتیم برای روشن شدن تکلیف مردم که الآن خاموش است به تعدادی از سوالات شما بطور مختصر مفید پاسخ بدهیم :
سوال اول ) چرا نباید به ابراهیم اصغرزاده رای داد ؟
جواب اول ) اگر ما یک کمی تاریخ این مملکت یادمان بیاید فوری اینهم یادمان می آید که چون هر کی در مجلس ششم صلاحیت داشت الآن ندارد و هرکی نداشت الآن صلاحیت دارد لذا نامبرده از کسانی بود که آنموقع صلاحیت نداشت ولی بعداْ که رفت شورای شهر جمهوری اسلامی متوجه شد که ای دل غافل ! آدم به این منگلی دیگه کجا پیدا میشه با این وضع بنزین ! و این شد که ایشان سوای یک جهالت بزرگ در تابستان ۷۸ که رفت پارک لاله و ۱۶۵۴۶۵۴ ساعت یکریز حرف زد و خلق الله سوت زدند و حزب الله گفت "اصغر باید برقصه" و ارکان نظام یک کمی تضعیف شد از آن به بعد تا همین الآن هر روز صبح در هنگام جیش صبحگاهی پیچ رادیویش را هم می پیچاند و دقیقاْ صدای اولین نفری که از توش در بیاید شما بدانید که اصغر زاده تا پایان همانروز در بست مخلص صاحب همان صداست گو اینکه صدا از پارازیت بوده باشد ! ضمناْ ایشان تقریباْ دو هفته است که دیده اصلاح طلبان باز هم دارند در انتخابات شرکت میکنند اینست که پا شده رفته یه دو سه جا زرت و پرت اصلاح طلبانه هم کرده که از بس این آدم زیاد حرف میزنه اینه که تقریباْ هیچکس مایل نیست که جوابی بهش بده و نکته خیلی جالب این آدم اینست که هر وقت یکجا حرف میزنه خودش هم میگه "من زیاد حرف میزنم" و ده دقیقه بعد هم همه میفهمند که راست گفته و این تقریباْ تنها حرف راستی است که طی این سالها از دهن نامبرده درآمده !
سوال دوم ) چرا نباید به مقداد نجف نژاد رای داد ؟
جواب دوم ) ایشان البته بین فک و فامیلهایش ممکن است آدم مهمی بوده باشد ولی بازم نه اینقدری که خودش فکر میکند ! وی در زمان حیات مهندس مجد آرا تقریباْ همه کار کرد که با اتکاء به فرمانده سپاه بودنش خودشو بچپونه تو مجلس ولی نشد . ضمناْ ایشان در ۳۲ سالگی فرمانده سپاه شد ولی از ۲/۳ سالگی همیشه کاندید بوده و شما بدانید که هر دوره سر انتخابات مجلس سپاه آنچه زمین و ملک و املاک که به زور از مردم گرفته بود را به زور به خودشان پس میداد و اگر پس نمیگرفتند هم توش سینما درست میکرد و برای مدت نامحدودی فیلم "آدم برفی" را مفتی به همه نشان میداد تا مردم بفهمند که چقدر سپاه با رژیم بده ! سینما "شقایق" مصداق به تمام معنای این گفته است . نامبرده مدتی هم رفت شد مدیرعامل باشگاه استقلال ولی چون در زمان مصاحبه فوراْ عکس آقا رو بغل میکرد و میگفت ما این "استقلال" را مدیون خون شهیدان هستیم این بود که آخرش هم نفهمید که این استقلال با اون استقلال خیلی فرق داره ! ایشان در گزارش دوره پنجم مجلس مفتخر به دریافت "نمره انضباط بیست" شد چون هرگز هیچ نطق پیش از دستور و پس از دستور و یا رای موافق و مخالف و ممتنع و ... هیچ ... اصلاْ بوق !
سوال سوم ) چرا نباید به پرویز کاظمی رای داد ؟
جواب سوم ) البته رهبری درباره برادر ایشان فرموده "شهید کاظمی با اخلاص بود" ولی رهبری آخرش نفرمود چرا این آدم با اخلاص رو با سی صد و سی سقوط آزاد بدون چتر داد اینست که چون اگر برادر یکی آدم با اخلاصی باشد خودش خیلی آدم مرخصی است احمدی نژاد فوراْ او را وزیر رفاه و کلاْ اموری که در ایران زیاد داریم کرد منتها خود احمدی نژاد هم هنوز درست حسابی نمیداند که چرا هیچوقت او را در کابینه اش ندید ! دشمن میگوید وی یکی از کارتل های اقتصادی است که ما البته ایندفعه استثناناْ جواب دشمن را نمیدهیم ! ضمناْ با توجه به اینکه باشگاه استقلال ۲۰ سال دست شاه دوستها بوده ۳۰ سال دست آقا دوست ها اینست که ایشان هم مدتی در باشگاه استقلال اهمیت خون شهدا را در استقلال فهمید و اگر تراکت تبلیغاتی این آدم را احیاناْ دیدید یک عالمه بخندید چون یکجایش نوشته "کسب مقام اول لیگ برتر سال ۸۵ با سیاستهای راهبردی ایشان" و ما فهمیدیم که سال ۸۵ در باشگاه استقلال مربی بوق میزده و پرویز کاظمی با سیاست تیم را راه میبرده و لیگ و اینجور چیزها برنده میشده !
سوال چهارم ) چرا نباید به روح الله حسینیان رای داد ؟
جواب چهارم ) برو گمشو خواهر ... پفیوز ... مادر ... گه به گور ... حرومزاده ... بی همه چیز ... کثافت ... لجن ... آشغال ... بی آبرو ... و این حرفا ! نمیدانم چرا آدم اخیراْ تا یک فحش جدید یاد میگیره دلش میخواد به این یارو بده !
سوال پنجم ) چرا نباید به لیست اصلاح طلبان رأی داد ؟
جواب پنجم ) کی گفته نباید به این لیست رأی داد ؟ اتفاقاْ برای در آوردن چشم و سوزاندن باسن و چلاغ کردن پا و کر کردن گوش و قلم کردن دست و معلول کردن سایر اعضاء "طرف" باید رفت به لیست اصلاح طلبان رأی داد .
نتیجه : این پاسخگوئی طی ساعات آینده ادامه خواهد داشت شما علی الحساب هر جائی که هستید اولاْ حتماْ جمعه برید رای بدید ثانیاْ فقط و فقط به لیست "ائتلاف اصلاح طلبان" رای بدید . چون اصولاْ جمهوری اسلامی کارهائیکه خیلی بدش میاد مردم بکنند رو اتفاقاْ از همه بیشتر میگه که مردم نکنن ! اینه که ما برای اولین بار در سی سال گذشته اتفاقاْ میخوایم کاری رو بکنیم که اینهمه میگن ببینیم دیگه حرف حسابشون چیه ! ضمناْ ما که چه بریم چه نریم حضورمون میلیونی و بی سابقه و اینجور چیزاست پس میلیونی بریم که محض رضای خدا یه دفعه هم از جمهوری اسلامی حرف راست بشنویم !
دنباله :
بدینوسیله اولاْ بسمه تعالی ثانیاْ اینجانبان "من" و "نیک آهنگ" که دو تن از عناصر کمیاب و نایاب این مملکت بوده ، هستیم و اگر همینطوری پیش بره خواهیم بود ضمن ایجاد یک ائتلاف فراگیر بین "نه طنز" و نیک آهنگ که اسم آنرا "طنز آهنگ" گذاشته ایم بعد از نشست